مقدمه...

 مدیریت به عنوان یكی از فعالیتهای اجتماعی بشر سابقه ای بس دیرینه دارد اما آنچه را كه به عنوان تاریخچه و سیرتحولات نظریه های سازمان و مدیریت بیان می شود از زمانی است كه نظریه ها و تئوریهای مدیریت و سازمان پا به عرصه وجود نهادند و مدیریت بصورت رشته ای علمی در میان سایر رشته های علوم مطرح گردید. بنابراین ذكر این مطلب كه رشته مدیریت در سالهای پایانی سده نوزده میلادی شكل گرفته به معنای عدم وجود آن در اعصار پیشین نیست. همانگونه كه به سادگی می توان پذیرفت كشف قدرت جاذبه بوسیله نیوتن به معنای عدم وجود چنین قدرتی قبل از وی نبوده است..

در مقوله مدیریت و سازمان نیز آغاز طرح نظریه های مدیریــت و ســـازمان را می توان در سالهای اولیه قرن بیستم جستجو كرد پس از نظریه بوروكراسی وبر[1] ، اصول مدیریت علمی و اداری تیلور[2] و فایول[3] و نهضت روابط انسانی و مدیریت رفتاری در سالهای دهه 1930 ، نظریه های سیستمی و اقتضایی پا به عرصه وجود نهاد بطوریكه امروزه نیز این مكتب تفكر غالب در مدیریـت و ســازمان می باشد.

هنگام بررسی یك مساله دیدگاهها ونگرش های متنوعی به كار می رود وهمین نگرش ها و دیدگا هها ی متفاوت سنگ زیر بنای اندیشه ی سیستمی است .(هیچینز،1376،ص13

با عنایت به ویژگی های نگرش سیستماتیك وگسترش این طرز فكر در قلمروهای علمی در سنوات اخیر ،این گرایش تقویت شده كه كسب وكار ونظامهای اداری آنها كه درمقیاس بزرگ واقعاًمجموعه های پیچیده ای هستند باید با چنین نگرشی مورد مطالعه وتحلیل قرار گیرند ومدیریت امور آنها نیز بر این نظریه استوار گردد.(میر سپاسی،1381،ص16

مروری برظهورجریان سیستمی

اكنون این سوال پیش می آید كه انقلاب آرام وبی سروصدای سیستم چه زمانی به وقوع پیوست؟بهترین پاسخ آن است كه بگوئیم از این انقلاب دیری نمی گذرد .در واقع قسمت اعظم آن در قرن حاضر پدید آمده ودر طول جنگ جهانی ودوران بعد از آن به سرعت تحول وتكامل یافته است .از آنجا كه اینگونه نگرش در اندیشیدن به جهان هستی ،شیوه ی متفاوتی را به كار می گیرد نظم تازه ای محسوب می شود..پیدایش رشته ی سیستمی ،نتیجه طبیعی رشته های متداول موجود از قبیل فیزیك ،مهندسی، مدیریت وزیست شناسی است كه از طریق فرایند استنتاج وشناسایی همانندیهای ظاهری آنها پدید آمده است .اگر بخواهیم سیستم را با زبانی علمی بیان كنیم باید عبارت «فرا_رشته» را برای آن به كار بریم زیرا بالاتر از همه ی رشته ها قرار گرفته ومانند چتری بر سر آنها گسترده شده است وهدف آن نظم بخشیدن به مجموعه ای از اصول جامع وهمگانی است(هیچینز،1376،ص13

طرز تفكر سیستماتیك به منظور مختلف از جمله به صورت عملی ،علمی وفلسفی در زندگی انسان ظاهر شده است .جنبه عملی آن محصول تجربیات دو جنگ جهانی به ویژه جنگ جهانی دوم است كه مبنای طرح ریزی وایجاد سیستمهای مختلف سلاح وابزار جنگی گردید .

در قلمروعلمی این طرز فكر حداقل به سه صورت عمده تجلی كرده است

1. مجموعه نگری والگو سازی كه نمونه های بارز آن در دانش ریاضیات جدید ،فیزیك ،زیست شناسی وبعضی از رشته های علوم اجتماعی مانند جامعه شناسی ،روان شناسی و... به خوبی مشهود است 2.در آمیختن دیسیپلین های مختلف علمی به منظور شناخت بهتر پدیده ها .ایجاد رشته هایی نظیر سایبرناتیكس كه از رشته های برق ،فیزیك_فیولوژی اعصاب و... كمك گرفته ،پژوهش عملیات كه از آمار در ریاضیات اقتصاد ومهندسی برق وجامه شناسی ،روانشناسی استفاده كرده وایجاد رشته های مركب علمی نظیر روان شناسی اجتماعی وبیوشیمی ونمونه هایی از اینگونه در آمیختگی رشته های مختلف علمی می باشد.3.كاهش اهمیت رابطه ی زنجیری علت ومعلول وافزایش اهمیت رابطه متقابل ومتعامل اجزا در شناخت رفتار یك سیستم كه البته این ویژگی در هر دو مورد ذكر شده فوق نیز مستتر است.اصیل ترین چهره سیستم در قالب فلسفی وعقلی خود نمایی می كند.به اعتقاد نظریه پردازان پیچیدگی یا سادگی هر نظام به میزان تعامل یا ارتباط با محیط اطرافش بستگی دارد .هر قدر یك سیستم نسبت به محیط بازتر وبا عوامل محیطی بیشتر ومتفاوت تر ومتغیرتر سروكار داشته باشد در سطح پیچیده تری قرار خواهد داشت.(میرسپاسی،1381،ص14).

دیدگاه سیستمها به سرعت به سایر زمینه های علمی نیز راه یافت .راپاپورت وروزن در ریاضیات ، بولدینگ در اقتصاد، زربست در فیزیولوژی ، لیوسی وکلارک در تعلیم وتربیت، گری وریزو در روانشناسی، پتی در زیست شناسی وتایر در نظریه ارتباطات از این دیدگاه استفاده کردند.رویکرد سیستمی نهایتاً به جهان مدیریت تحت راهنمایی وهدایت صاحب نظرانی چون ترس رود، تریست ، چرچمن، امری، بیر، شون وایکاف راه یافت.(راث، 1384،ص 205)

رابطه ی نگرش سیستمی بانگرشهای پیشین خود

باید دانست نگرش سیستمی با نگرش های كلاسیك و نئوكلاسیك تعارض ندارد بلكه تكاملی است از مجموع دو نگرش فوق به عبارت دیگر نوعی تركیب وكل نگری است كه شناخت اجزا را نیز ضروری می داند.(میر سپاسی،1381،ص15

در واقع این طور نیست كه هر كدام نظریه های كاملاًجداگانه وبه طور كلی تفاوت داشته باشند زیرا اولاًمشخص است كه در همه درباره ی سازمان یعنی شرایط كار جمعی ،چیزی كه متشكل از انسان وابزار ووسائل است وبرای رسیدن به اهدافی صورت می گیرد ،نگرش خاص خود را دارند یعنی عنصر اصلی مطالعه در واقع یكی است فقط نوع نگرش ها متفاوتند ثانیاً هریك از نظریه پردازان سازمانی در بسیاری از موارد تحت تاثیر محققین ودانشمندان سلف خود بوده اند واز نظریه ها وماهیم وعقاید آنها استفاده كرده اند.ثالثاً جامعه شناسی وفن مدیریت سازمان هر كدام مفاهیم واصطلاحات وروش دسته بندی امور مخصوص به خود دارند كه نظریه پردازان سازمانی از هر دو شاخه ی این علوم در تبیین سازمان وساخت واهداف آن استفاده كرده اند كه بالطبع مشابهی در انواع نظریه ها را موجب گردیده اند.(گلشنی فومنی،1376،ص98

نگرش سیستمی فون برتالنفی یک نظریه برتر ارائه داد که مامی تئوری های دیگر را با هم تلفیق کرد ونظریه ای که با قوانین واصول مربوط در تمام علوم تکمیل شد ونظریه ای که با حرکت بیرونی ودرونی ، یک منطق کاملاً قابل قبول برای دخالت ارزشهای انسانی در کار علمی را ارائه نمود.ارزش ها شاید همیشه اجزاء خاص یک سیستم را تحت تاثیر قرار ندهند ، به ویژه زمانی که سیستم هیچ جز انسانی نداشته باشد و به ویژه موقعی که مثلاً سیستم یک ماشین باشد ، ولی ارزشها مسلماً بر روابط متقابل سیستم با محیط خارجی که خود بخشی از آن محیط است ، تاثیر می گذارد. محیط خارجی که در حال حاضر باید مد نظرگرفته شود(راث، 1384،ص204

اهمیت نگرش سیستمی

نگرش سیستمی از آن جهت توصیه شده است كه برای درك پیچیدگی های سازمان های زنده به صورت بالقوه مفید واقع می شود.(شفریتزوجی استیون اوت،1381،ص569

نقطه نظرات دیدگاه سیستمی ،چهارچوب مفیدی ارائه می دهدكه به مدد آن دانشجویان می توانند مفهوم سازمان را درك كنند .دیدگاه سیستمی به مدیران حال وآینده اجازه می دهد كه سازمان رابه عنوان یك كل مشتمل به سیستم های فرعی متعدد واجزا مرتبط بهم است مورد توجه قرار دهند.دیدگاه سیستمی ایده برخی مدیران سطوح پائین سازمان را كه مشاغل خود را عناصر مجزا ،ایستا وفاقد نقش در حیات سازمان می پندارد رد می كند .دیدگاه سیستمی همه مدیران را ترغیب می كند تا محیطی را كه بر فعالیت های سیستم آنها تاثیری می گذارد مشخص نموده وآنرا بشناسد .همچنین به مدیران كمك می كند تا سازمانها را به عنوان الگو های با ثبات همراه با مرزهای مشخص ببینند ودر خصوص اینكه چرا سازمانها در برابر تغییرات از خود مقاومت نشان می دهند اطلاعاتی رابه دست آورندنهایتاًاینكه توجه مدیران را به داده های مختلف پردازش داده ها به صورتی گوناگون به منظور نائل شدن به اهداف هدایت می كند.(رابینز،1376،ص36

رویكرد سیستمی نسبت به اثر بخشی چنین اظهار می دارد كه سازمان ها متشكل از قسمتهای فرعی مرتبط بهم هستند اگر قسمتی از این سیستم ضعیف عمل كند ،اثر عملكرد آن بر عملكرد كل سیستم موثر واقع می شود .اثربخشی مستلزم آگاهی وتعاملات موثر با عوامل محیطی استرابینز،1376،ص59

 

تعریف سیستم؟

اصطلاح سیستم در آثارافرادی همچون لایب نیتس ،نیكلادوكوزا،پاراسلسوس،ویكو،دیالكتیك ماركس وهگل دیده شده است .درمیان آثار ادبی، بازی جهانی اثرنیكلادوكوزا و اثر هرمان هسه به نام مرواریدهای شیشه ای وگشتالتهای فیزیكی اثر كهلركه به بررسی گشتالتها در فیزیك محدود شده(1924).اثر كلاسیك لوتكا به بررسی سیستمها پرداخته وچون یك آماردان بوده توجه خود را به مسائل جمعیتی معطوف نموده واجتماعات را به عنوان سیستم در نظر گرفته است.(1925).( سادو سكی و.ن؛1361؛صص 33_34

واژه ی سیسستم از كلمه یونانی systema مركب از(syn) به معنای با هم و histanai به معنای «سبب برای» مشتق شده است .(بهرنگی ،1382،ص195

مفهوم سیستم بازتوسط دیفای ( defay) پیشنهاد شد.كه برتالنفی آن را وارد زیست شناسی می كند.( فون برتالنفی ،1370،ص50

از دیدگاه رابینز سیستم عبارت است از اجزا پیوسته ومرتبط به هم كه به نحوی تنظیم گردیده اند كه یك كل متشكل از تك تك اجزا را به وجود می آورند.(رابینز،1376،ص29

كافمن سیستم را این گونه تعریف می كند:مجموعه ای از بخشها كه به طورمستقل با یكدیگر برای رسیدن به نتایج مورد انتظار بر اساس نیازها كار می كنند.(رئوفی، 1381،ص104

هال وفاگن :مجموعه ای از موضوعها همراه با روابط بین این موضوعها وروابط بین نسبتهایشان.( فون برتالنفی ،1370،ص130)

مشتركات یك سیستم...

ایمگارت مشتركات سیستمها را به صورت زیر مدون كرده است .

. سیستمها همگی در زمان ومكان وجود دارند(.1

. سیستمها همگی به سمت موقعیت تصادفی وبی نظمی كه سرانجام آن آنتروپی وایستائی است میل دارند(.2

. مرزی فرضی عناصر درونی همه ی سیستمها را از عناصر خارج سیستم محسوب می شود(.3

. همه ی سیستمها دارای محیطی هستند كه عناصر آن عناصر خارج سیستم محسوب می شوند(.4

. همه ی سیستمها عواملی دارند كه بر ساخت وعملكرد سیستم اثر می گذارند(.5

. عوامل درون سیستمی را متغیر وعوامل درون محط آن را پارامتر می خوانند(.6

باستثنای كوچكترین سیستم بقیه سیستمها زیر سیستم می باشد.(بهرنگی ،1382،ص197(.7

ویژگی یك سیستم:

1.)حد ومرز:سیستم را از پیرامونش جدا و در عین حال آنرا با محیط مرتبط می سازد.نقاطی كه فراتراز آن ویژگی های خاص سیستم دیگر قابل تشخیص نیست. بر اساس این نفوذ پذیری حد و مرز است كه سیستمها را به باز و بسته تقسیم می كنند.(علاقه بند«الف» ،13812.)درونداد: عناصری كه وارد سیستم می شوندكه 3 نوع می تواند باشد. زنجیره ای ،تصادفی،بازخورد.(رئوفی،1381،ص106

3.)فرایند:جریان عملیات یك سیستم كه بر روی درونداد صورت می گیرد و بر ارزش و سودمندی آنها افزوده می شود.(علاقه بند«الف»،1381،ص124

4.)برونداد:چیزهای كه یك سیستم به محیط خود یا سیستمهای مجاور خود صادر می كند. آنچه كه یك سیستم با هدف قبلی (طبق انتظار)و یا اتفاقی(غیر منتظره)تولید می كند. (علاقه بند«الف» ،1381،ص124

5.)بازخورد:كسب اطلاعات لازم در باره عملكرد خود .به دو صورت مثبت ومنفی است كه منفی از اطلاعاتی حاكی میشود كه تفاوت و انحرافی از هدف سیستم وجود دارد كه نیاز به تصحیح دارد وسیستم را در راستای اهداف ومواضع پیشین نگه می دارد.بازخورد مثبت نشان دهنده این است كه انحرافی در برونداد نیست وپیشنهاد ی برای تغییر وتوسعه سازمان تلقی میشود.( علاقه بند «الف»،1381،ص127

6.)فعالیت:بروندادهای سیستم به محیط زمینه تكرار فعالیت سیستم را فراهم میكند و الگوی فعالیت سیستم چرخشی است.( علاقه بند«الف» ،1381،ص124آ

7.)آنتروپی:قانون عمومی طبیعت است كه سیستمها بر اثر گذشت زمان میل به بی نظمی و فروپاشی دارندوهر شكل سازمانداری به سوی بی سازمانی حركت می كند. سیستمها برای مقابله با آن واكنش های را نشان می دهند تا زنده بمانند و آنگاه آنتروپی منفی مطرح می شود. (علاقه بند«الف» ،1381،ص126

8.)كدگزاری:به مكانیسم گزینش دروندادها كه برای سیستم معنا دارد .یعنی سیستم هر دروندادی را نمی پذیرد. ( علاقه بند«الف» ،1381،ص128

9.)محیط:همه چیزهایی كه خارج از حدود سیستم قرار دارد .محیط سیستم به تعریف آن سیستم بستگی دارد.(علاقه بند«ب»،1381.ص 159

10.)همپایانی وچند پایانی:با شرایط متفاوت اولیه به نتایج یكسان رسیدن(همپایانی)وبا شرایط اولیه یكسان به نتایج متفاوت رسیدن(چند پایانی).این دو مفهوم می رساند كه سیستمها لزوما ً از یك عامل جبری پیروی نمی كند ورفتار آنها تابع علتهای مختلف است. (علاقه بند«الف» ،1381،ص130.

11.)متغیرهاو پارامترها:ساختار وكاركرد سستم تحت تاثیر عوامل درونی و بیرونی قرار می گیرند.به عوامل درون سیستم متغیر وعوامل بیرون سیستم پارامتر گویند.( علاقه بند«ب» ،1381،ص151

12.)یكپارچگی وهماهنگی:درنتیجه تفكیك و تخصصی شدن كاركرد ها ،فراگردهای نیاز است كه فعالیت ها را یكپارچه وهماهنگ سازد بند«الف» ،1381،ص130)13.)حالت پابرجاوتعادل پویا:حفظ نسبت مبادلات انرژی ومواد با محیط وروابط میان اجزای خود سیستم كه در امتداد یك پیوستار حفظ میشودحالت پابرجا گفته میشود.رشد وتوسعه و تكامل سیستم كه تعادل پویا است. (علاقه بند«الف» ،1381،ص129

محیط...

یكی از تعاریف عمومی ،محیط را به عنوان تركیبی از موسسات یا نیروهای كه بر عملكرد سازمان تاثیر گذاشته وسازمان كنترل كمی بر آنها دارد ویا اینكه اصلاً بر آنها كنترلی ندارد تعریف كرده است.( رابینز،1376،ص178

تحقیقات عمده ای كه در رابطه با محیط صورت گرفته از قرار زیر است.

برنز واستاكر:در مورد چگونه ساختار واعمال مدیریت سازمانها ممكن است بر اساس شرایط محیطی متفاوت باشد(ساختارهای زیستی وماشینی).(رابینز،1376،ص182

امری و تریست :چهار نوع محیط را بیان كرده اند الف.محیط ثابت با اجزای غیر مرتبط با هم. ب.محیط ثابت با اجزای مرتبط با هم.ج.محیط متغیر واكنشی .د.محیط با عناصر كاملاً متغیر. (رابینز،1376،ص182

لارنس ولورش : در جسجوی اطلاعاتی در موردرابطه ی بین تفاوتهای محیطی وساختارهای سازمانی اثر بخش بودند دست به تحقیقاتی زده ونسبت به نظریه های برنر واستاكر گامی فراتر نهادند.وبه بررسی دو مفهوم تفكیك وادغام پرداخته اند .( (رابینز،1376،ص184

عوامل محیطی از دو راه اساسی بر سازمان اثر می گذارند1.نیاز سازمان به به اطلاعات محیط 2.نیاز سازمان به منابع موجود در محیط.( دفت ریچارد،1377

تفكر سیستمی...

 

اولین بار در کتاب چستر بارنارد تحت عنوان وظایف مدیران در سال 1938 مطرح شد واسلام در قرون گذشته یعنی 1400 سال قبل ازبیان نگرش سیستمی توسط دانشمندای اروپایی ،با استفاده از همین نگرش مهم معرفی می شه.

در مدیریت با توجه به عوامل درونی و بیرونی سازمان تصویر كاملتری را از سازمان ارائه كرد و تئوریهای دقیقتری را برای تحلیل مدیریت و سازمان بدست داد. تئوری اقتضایی كه برگرفته شده از مكتب سیستمی در مدیریت است مطلق گرایی در مدیریت را خطا دانسته و مطلوبیت هر شیوه و روشی را در مدیریت وابسته به شرایط و موقعیتی می داند كه در آن زمان و مكان سازمان را احاطه كرده است. در این تئوری مطلوب بودن شیوه های مدیریت بستگی به موقعیت داشته و شیوه ای كه در یك موقعیت مطلوب و مناسب است ممكن است در موقعیتی دیگر نامطلوب و نامناسب باشد. از اینرو این نوع نظریه ها را تئوری ”بستگی[6]“ نیز نامیده اند. امروزه با بهره گیری از این تئوری، مدلهای گوناگونی در شاخه های مختلف مدیریت پرداخته شده است كه هر كدام موضوع موردنظر خود را با دیدی اقتضایی می نگرند. در این تئوری ها بهترین شیوه وجود ندارد و مطلوبیت هر هر روشی بستگی به شرایط و موقعیت دارد..

طبقه بندی سیستمها:

طبقه بندی سیستمها (پیچیدگی) بولد ینگ

سیستمهای استاتیک یا چارچوبها (Frameworks)

سطح چرخشی ساعت یا سیستم های متحرك ساده (Clockworks)گردش منظومه شمسی

سطح سیستمهای سایبرنتیک ، خود تنظیم (Cybernetic)

سطح سیستمهای باز (Open Systems)حیات ، یاخته ها

سطح گیاهان .تقسیم کاربین یاخته ها

سطح حیوان (Animal Level System)، آگاهی نسبت به خود

سطح موجودات انسانی (Human Being Level System

سیستمهای اجتماعی (Social System

سیستمهای ،ناشناخته ها ومطلق ها (Transcendental)،مافوق اجتماعات انسانی(تدبیری ورزقی،1384 ،صص 81_83).

نظریة پیچیدگی سیستم...
بهتر است در اینجا نگاهی به اجزای اصلی یک سیستم پیچیده بیندازیم. به طور کلی هر سیستم پیچیده یک سیستم کاملاً عملکردی است که شامل اجزای متغیر و وابسته به هم است. به بیان دیگر، برخلاف یک سیستم کاملاً سنتی (نظیر هواپیما) اجزا دارای ارتباطات دقیقاًٌ تعریف شده و رفتارهای ثابت یا مقادیر ثابت نیستند و عملکردهای انفرادی آنها نیز ممکن است با روشهای سنتی قابل تبیین نباشد. به رغم این ابهام، این سیستمها بخش اعظم جهان ما را تشکیل می‌دهند و ارگانیسمهای زنده و سیستمهای اجتماعی و حتی بسیاری از سیستمهای غیر ارگانیک طبیعی نیز در زمرة آنها قرار می‌گیرند.

پیچیدگی ایستا (نوع اول): براساس نظریة پیچیدگی اجزایی که دارای برهم کنشهای بحرانی هستند خود را به گونه‌ای سازمان دهی می‌کنند که به سوی ساختارهای تکاملی پیش روند و سلسله مراتبی از خصوصیات سیستمهای غالب را ایجاد کنند. در این نظریه سیستمها را باید به صورت یک کل نگریست و برخلاف دیدگاههای سنتی، از تجزیه و ساده سازی آنها پرهیز کرد. به دلیل وجود عوامل غیر خطی در سیستمهای به شدت وابسته به هم، دیدگاههای سنتی قادر به تجزیه و تحلیل نیستند. در اینجا علتها و معلولها قابل تفکیک از هم نیستند و مجموع اجزا برابر با کل نخواهد شد. رویکرد مورد استفاده در نظریة پیچیدگی بر مبنای تکنیکهای جدید ریاضی قرار دارد که سر منشأ آنها را باید در شاخه های مختلف چون فیزیک، زیست شناسی، هوش مصنوعی، سیاست و ارتباطات راه دور جستجو کرد. ساده‌ترین شکل پیچیدگی که معمولاً توسط ریاضی دانان و دانشمندان مورد مطالعه قرار می گیرد، در ارتباط با سیستمهای ثابت است. در اینجا فرض می کنیم که ساختار مورد نظر در طول زمان تغییر نمی کند. به بیان دیگر، به اصطلاح دانشمندان سیستم، با یک تصویر ثابت از سیستم سرو کار داریم. به عنوان مثال، می توان به یک ریز تراشة کامپیوتر نگاه کرد و آن را پیچیده یافت. می‌توان آن را با یک مدار الکترونیک مرتبط دانست و برای تعیین پیچیدگی نسبی آن، آن را با سیستمهای جانشین مقایسه کرد (مثلاً از نظر تعداد ترانزیستورها). می‌توان همین کار را با اشکال زندة حیات نیز انجام داد و آنها را بر حسب تعداد سلولها، تعداد ژنها و غیره اندازه گیری کرد. تمامی این جنبه های کمی، فاقد مهمترین مسئلة تفکر در پیچیدگی هستند و آن این است که آیا واقعاًٌ پیچیدگی به تعداد اجزا بستگی دارد و چرا پیچیدگی سیستمی مثلاً با 100 جزء متفاوت با سیستم دیگر با همین تعداد اجزاست..
برای نگرشی دقیقتر به این سئوال، نیازمندیم به دنبال الگوها و آمارهای کمیتها باشیم. روشن است که پیچیدگی ترتیبی از 50 توپ سفید و 50 توپ سیاه، از پیچیدگی 5 توپ سیاه، 17 توپ سفید، 3 توپ سیاه، 33 توپ سفید و 42 توپ سیاه کمتر است. با این حال معنای چنین ترتیبی نامشخص است. آیا ترتیب تصادفی است یا معنادار؟ هنگامی که چنین تحلیلهایی به سه بعد تعمیم داده می‌شوند و بیش از یک مشخصه برای هر جز تعریف می‌شود (اندازه، چگالی، شکل) پیچیدگیهای احتمالی به نحوه غیر قابل تصوری افزایش می یابند و توانایی ریاضیات موسوم را به چالش فرا میخوانند. در اینجا صرفاً یک سطح مورد نظر قرار داشت ولی در طبیعت سطوح مختلفی از ساختار در تمام سیستمها وجود دارند و این سطوح باعث افزایش پیچیدگی خواهند شد (پیچیدگی یک مولکول، به علاوة سلول، به علاوة ارگانیسم، به علاوة اکوسیستم، به علاوة سیارة زمین و ...). این پدیده باعث می‌شود تا ریاضیات پیچیدگی ایستا نیز دشوار باشد.


پیچیدگی پویا (نوع دوم): با افزایش بعد چهارم، یعنی زمان، موقعیت بسیار بغرنجتر خواهد شد. از زاویة دید مثبت، شاید تشخیص الگوها با تغییراتشان در زمان ساده تر از حالت سکون آنها باشد (فصول، ضربان). اما از سوی دیگر ممکن است با اجازه دادن به اجزا برای تغییر با زمان، الگوهای حالت سکونی را که قبلاً شناسایی کرده بودیم و طبقه بندیهای انجام گرفته بر پایة آنها از دست بروند (برگها سبز هستند، به جز در پاییز که زرد می‌شوند و در زمستان که اصلاً وجود ندارند.!).
تشخیص عملکرد، یکی از راههای اصلی تحلیل علمی است. پرسش ?سیستم چه کاری انجام می‌دهد؟? و به دنبال آن ?چگونه این کار را انجام می‌دهد؟? هر دو دارای مفهوم حرکت در زمان هستند. با توجه به ضعف ما در بررسی تجربیات تکرارپذیر، مهم خواهد بود که تشخیص دهیم آیا پدیدة مورد مطالعه ایستاست یا آنکه دارای تغییرات دوره‌ای است. علم همواره با آزمایش و تأیید آزمایشها سروکار دارد و پیشنیاز این امر، داشتن نمونه‌های متعدد است. روابط ریاضی مورد استفاده به گونه‌ای هستند که برای داده‌های یکسان، همواره پاسخهای یکسانی را ارائه می کنند و این یک نکتة اساسی در نظریة پیچیدگی است. ما در بسیاری از اوقات ناچار می‌شویم تا به طور مصنوعی پیچیدگی پدیدة مورد بررسی را کاهش دهیم تا در چارچوب محدودیت فوق قرار گیریم. یک فرد دارای وجوه گوناگونی است ولی، او را با آن دسته از مشخصه‌هایش تعریف می کنیم که در طول زمان بدون تغییر باقی می‌مانند (و یا قابل پیش بینی هستند) نظیر نام، رنگ پوست، ملّیت یا سن، شغل، قد و مانند آنها. نظریة پیچیدگی نیازمند آن است که سیستم را به صورت یک کل مورد بررسی قرار و از آن تعریفی به دست دهیم که تمامی جنبه‌های آن را پوشش دهد و در این نقطه است که روشهای سنتی و ریاضی پاسخگو نخواهند بود.


پیچیدگی تکاملی (نوع سوم): یکی از پدیده‌های مهم در اطراف ما پدیده‌های ارگانیک هستند. بهترین مثالهای مربوط به این پدیده‌ها، مربوط به نظریة نوین داروین در انتخاب طبیعی است که طی آن سیستمها در طول زمان تکامل پیدا می‌کنند و سیستمهای دیگری ابداع می‌شوند (مثلاً یک موجود دریایی تبدیل به یک موجود خشکی می‌شود). این شکل از تغییر که ظاهراً منتهایی نیز برای آن قابل تصور نیست، بسیار بغرنجتر از آن است که پیش از این انگاشته می‌شد. می‌توان همین مفهوم تغییرات غیردوره‌ای را با مواردی چون سیستمهای ایمنی بدن، آموزش، هنر و کهکشانها نیز توسعه داد. طبقه بندی پیچیدگی، عملاً به معنای برداشتن قدم دیگری، به سوی تاریکی خواهد بود چرا که اگر امکان شمارش مصداقهای آن وجود نداشته باشد چگونه می‌توان نام علم را بر آن نهاد؟
پاسخ این سئوال به مبحث الگو باز می‌گردد. در هر سیستم پیچیده، ترکیبات بسیار زیادی از اجزا می‌توانند وجود داشته باشند و در حقیقت می‌توان مشاهده کرد که بسیاری از این ترکیبات پیش از این هرگز در طول حیات جهان وقوع پیدا نکرده‌اند. با بررسی تعداد زیادی از سیستمهای متفاوت، می‌توان شباهتها (الگوها) را در آنها تشخیص داد و طبقه بندی هایی را برای تعریف آنها ایجاد کرد. این تکنیکها، که می توان آنها را آماری دانست، بسیار مناسب اند و راهنمایی‌هایی کلی ارائه می‌کنند، ولی فاقد یک نیازمندی اساسی در کار علمی هستند و آن قابلیت پیش‌بینی است. در به کارگیری علم (فناوری) ما نیازمند آن هستیم که سیستم را به گونه‌ای طراحی و ایجاد کنیم که وظایف خاصی را به انجام برساند واین یعنی خواسته‌ای که به نظر نمی‌آید از دیدگاه تکاملی قابل بررسی و تعمیم باشد..


پیچیدگی خود سازمان دهی (نوع چهارم): آخرین شکل سیستم پیچیده، شکلی است که مهمترین و جدیدترین نوع در نظریة پیچیدگی محسوب می‌شود. در اینجا محدودیتهای داخلی سیستمهای بسته (نظیر ماشینها) با تکامل خلاقانة سیستمهای باز (نظیر مردم) با همدیگر تلفیق می‌شوند. در این دیدگاه سیستم با محیط خود تکامل می یابد به گونه‌ای که پس از مدتی، دیگر سیستم در طبقه بندی قبلی خود نمی‌گنجد. در اینجا می‌بایستی عملکردها و وظایف سیستم به گونه‌ای تعریف شوند که چگونگی ارتباط آنها با جهان وسیع خارج از سیستم مشخص شود. از انواع قبلی سیستمهای گسسته و سیستمهای خود نگهدارنده، به نظر می‌آید که به مفهومی از پیچیدگی رسیده‌ایم که نمی‌توان آن را از دیگاه کیفی یک سیستم جدا دانست..
عملاً سیستمهای خود تکاملی نظیر بوم‌شناسی و زبان سعی دارند عملکردهای خود را کاملاً با تطابق با محیط شکل دهند و عملاً از این دیدگاه می‌توان روش شناسی‌ای را تدوین کرد که طی آن فرایند طراحی از درون سیستم به برون آن سوق داده شود. ما می‌توانیم به جای طراحی خود سیستم، محیط آ ن را طراحی کنیم (محدودیتها) واجازه دهیم تا سیستم خود به گونه‌ای تکامل یابد تا پاسخ صحیح را بیابد، نه آنکه پاسخی از طرف ما به سیستم تحمیل شود. این دیدگاه در فناوری ارگانیک، دیدگاهی جدید و نتایج آن در حال حاضر در مهندسی ژنتیک و طراحی مدارها در حال بررسی است..
از دیدگاه نظریة پیچیدگی، بسیار مایل هستیم پیش‌بینی کنیم کدام حل غالب از بین شقها و محدودیتهای گوناگون رخ خواهد داد.

سیستمهای ذهنی و عینی...

سیستمهای ذهنی سیستمهای هستند كه بشر تصوری از آنها را در ذهن خود به وجود می آورد ودر خلال فعالیت های وجود آنها را تداعی می كند.هر گونه پروژه اجتماعی و ایده الی كه به واقعیت نپیوندد واز عالم تخیل خارج نشود..

سیستمهای عینی یا واقعی از مواد مادی و ملموس تشكیل شده وبه سه دسته تقسیم میشوند:

. طبیعی یابیولوژیكی از كاملترین نوع سیستمها است وساخته بشر نیستند وطبق نظام طبیعت آفریده شده اند(.1

.مكانیكی یا فیزیكی:ساخته دست بشر و بنا بر احتیاجات خود آنها را اختراع كرده است(.2

.سیستمهای تركیبی یا اجتماعی كه از تركیب سیستمهای طبیعی و مكانیكی به وجود آمده اند( .3

سیستمهای قطعی واحتمالی (استافوردبیر)بر اساس پیش بینی نتایج كار یك سسیستم یا یك حالته(قطعی)ویا چند حالته(چند حالته).(تدبیری ورزقی،1384،ص80

طبقه بندی سیستمها به سیستمهای باز وبسته، مبتنی بر مفاهیم ((مرز)) و((منابع)) سیستم است . در واقع ، همه آن چیزهایی که برای اجرای فعالیت ها و تحقق اهداف سیستم در دسترس آن قرار می گیرند ، جزئی از منابع سیستم هستند .بنابراین ،مفهوم منابع علاوه بر نیروی انسانی ،پول وتجهیزات ،مصادیق دیگری نظیر فرصت های موجود برای ترفیع و توسعه قابلیت های انسانی و غیر انسانی سیستم را نیز در بر می گیرد .در سیستم های بسته ،میزان منابع ثابت است و همه منابع یکباره عرضه می شوند ; یعنی ورود منابع اضافی یا نفوذ انرژی جدید از محیط به مرز سیستم و درون آن امکان پذیر نیست ; در حالی که سیستم های باز می توانند به تبادل منابع و انرژی اضافی خود بپردازند.( ایران نژاد پاریزی،1383

نظریه سیستمی...

نظریه سیستمی از جمله رهیافتهای سیستمی و اقتضایی به مدیریت محسوب می گردد و مبتنی بر این تفکر است که باید سازمان را به منزله یک کل نظام یافته در نظر گرفت. بر مبنای این نظریه، از تحلیل داده ها برای حل مسائل و اتخاذ تصمیم استفاده می شود. رهیافت سیستمی، با در نظر گرفتن چهارچوبی برای تجسم عوامل و متغیرهای داخلی و خارجی سازمان در قالب یک مجموعه واحد، به شناخت "خرده سیستمها"، "سیستم اصلی"، و "ابر سیستم پیچیده محیط بر سازمان" کمک می کند. بدین ترتیب می توان با در نظر گرفتن کارهای برنامه ریزی شده و کارهای انجام شده توسط هر خرده سیستم از سیستم کلی سازمان، برای بهبود فعالیتهای سازمان در مسیر تحقق مأموریت آن اقدام کرد. به طور کلی تحلیل هر پدیده در نظریه سیستمی، با توجه به عناصر اصلی آن (داده ها، فراگرد، بازده ها) انجام می پذیرد..

سیستم مجموعه ای از اجزای به هم پیوسته است که برای کسب هدف مشترک فعالیت می کنند. معمولاً سیستمهای بزرگ از تعدادی خرده سیستم یا اجزای کوچکتر تشکیل می شوند. بنابر این هر سازمان به منزله یک سیستم باز در نظر گرفته می شود که از تعدادی خرده سیستم تشکیل شده و ضمن فعالیت در یک فراگرد مستمر "تبدیل منابع ورودی به محصولات خروجی" با محیط خود در تعامل است؛ بنابر این نگرش "حفظ ارتباط با محیط خارجی" برای سازمان اهمیت حیاتی دارد؛ زیرا محیط خارجی هم منشاء تأمین منابع ورودی و هم مصرف کننده بازداده های خروجی سازمان است و ضمن ارائه بازخور از مشتریان، به اصلاح عملیات و بازنگری در فراگرد سیستم کمک می کند و بر بهبود نتایج آن اثر می گذارد؛ زیرا بدون دریافت نظر مشتریان امکان ارزیابی دقیق کیفیت عملکرد سازمان کاهش می یابد. در واقع، در صورت کاهش تمایل مشتریان به استفاده از بازداده های سازمان، امکان تداوم فعالیت و بقای بلند مدت سازمان در عرصه تجارت کاهش می یابد. به این ترتیب، بر مبنای نگرش "سازمان به مثابه یک سیستم باز"، مشتریان نقش تعیین کننده ای در تداوم حیات سازمان دارند..

نظریه پردازان مکاتب مدیریت علمی، اصول گرایی، و روابط انسانی، هنگام مطالعه سازمان، اجزای آن را در نظر می گرفتند و بر این باور بودند که "کل سازمان برابر است با مجموع اجزای آن"؛ به همین دلیل سازمان را بر حسب اجزای آن تشریح می کردند؛ در حالی که نظریه پردازان سیستمی بر این باورند که "کل سازمان، چیزی متفاوت با مجموع اجزای آن است"؛ و هنگام مطالعه سازمان، آن را به صورت کلی در نظر می گیرند و ویژگیهای اجزای آن را تلفیق می کنند. در واقع در مکاتب قبلی از نوعی تفکر تحلیلی تجزیه مدار استفاده می کردند؛ در حالی که نظریه پردازان سیستمی از نوعی تفکر ترکیبی بهره می گیرند. به نظر یکی از کارشناسان مدیریت سیستمها تفکر تحلیلی بر "اندیشیدن از خارج به داخل" است. البته هیچ کدام از این دو شیوه، ارزش دیگری را نفی نمی کند؛ ولی شناختی که با استفاده از تفکر ترکیبی در مورد کلیت یک پدیده به دست می آید، از طریق تفکر تحلیلی دست نایافتنی است..

نظریه پردازان سیستمی، بر ضرورت انخاذ شیوه تفکر ترکیبی اصرار دارند؛ زیرا بر این باورند که مدیریت در خلاء انجام نمی شود و مدیران تحت تأثیر متغیرهای سازمانی و محیطی قرار دارند و متقابلاً بر این متغیرها اثر می گذارند..

به این ترتیب، با مطرح شدن ضرورت نگرش سیستمی، یافته های دانش مدیریت با چالش عظیمی مواجه گردید؛ زیرا بر مبنای این نگرش باید برای مدیریت یک سازمان، همه اجزای آن شناسایی شوند و کلیه فراگردها و فعالیتهای منظم اجزای مذکور و چگونگی تعامل آنها با یکدیگر، مد نظر قرار گیرند. دو نفر از صاحب نظران مدیریت پیش بینی کرده اند که "مبانی شناسایی سازمانها و مسائل آنها در چهارچوب نگرش سیستمی، ممکن است در آینده به انقلابی در عرصه مدیریت منجر شود؛ نظیر آنچه با اشاعه مبانی نظریه مدیریت علمی تیلور حاصل شد.".

چستر بارنارد مانند فایول، بر اساس تجربه خودش در منصب مدیریت عالی بنیانگذار رهیافت جدیدی به مدیریت محسوب می شود؛ البته رهیافت بارنارد (رئیس سابق شعبه شرکت تلفن بل در نیوجرسی) با فایول متفاوت است. بارنارد به جای تفکیک اصول و وظایف خاص مدیریتی، به طراحی یک رهیافت سیستمی مجردتر پرداخت. وی در کتاب معروفش "وظایف مدیر عالی اجرایی" سازمانها را به منزله مجموعه ای از خرده سیستمهای همکاری کننده در نظر می گیرد؛ یعنی سازمان مجموعه پیچیده ای از خرده سیستمهای اجتماعی، شخصی، زیستی، و فیزیکی است که در یک ارتباط منظم و خاص، نتایج فعالیت آنها برای دستیابی به حداقل یک هدف معین با هم تلفیق می شود..

بارنارد بر این باور است که تحقق همکاری در سازمان، به وجود سه عامل "تمایل به خدمت"، "هدف مشترک"، و "ارتباطات" بستگی دارد. به نظر وی اگر این سه عامل در یک سازمان وجود نداشته باشند یا مستقل از یکدیگر عمل کنند، دیگر سازمانی باقی نخواهد ماند. بر اساس نظر بارنارد، ارتباطات عاملی نیروبخش است که شکاف طبیعی میان تمایل فرد به خدمت و هدف مشترک سازمان را پر می کند..

همانطور که ذکر شد، قبل از این نظریه پردازان سازمان و مدیریت آنها را به صورت مجموعه ای از اجزای تفکییک و تجزیه شدنی در نظر می گرفتند تا اینکه دیدگاه سیستمی بارنارد نظریه پردازان سازمان و مدیریت را تشویق کرد که سازمانها را به منزله "کلهایی پیچیده و پویا" مطالعه کنند. نکته حایز اهمیت در سخنرانیها و نوشته های بارنارد، تأکید شدید وی بر لزوم رعایت اخلاق در مدیریت است.

تقسیم بندی سازمان به سیستم باز و بسته...

ریچارد اسكات[7] با در نظر داشتن سیر تحولات تاریخی، نظریه های سازمان و مدیریت را به چهار گروه یا گونه تقسیم كرده است. معیار تقسیم بندی او دیدگاه سیستم باز و بسته نسبت به سازمان و مدلهای منطقی و اجتماعی رفتار انسانها در سازمان است. براساس معیار اول نظریه های سازمان و مدیریت به دو گروه نظریه های سیستم بسته و باز تقسیم می شوند و با توجه به معیار دوم در هر گروه دو نوع مدل كه معطوف به رفتار منطقی و رفتار اجتماعی انسان است دیده می شوند..
در نظریه های گونه اول سازمان به صورت سیستمی بسته در نظر گرفته شده و رفتار انسان منطقی قلمداد می گردد. نظریات علمایی چون تیلور،‌فایول، گیلولیك در این گونه قرار می گیرند. در این دیدگاه سازمان، ابزاری برای نیل به اهداف از قبل تعیین شده است و رابطه سازمان با محیط بیرونی مدنظر نیست. اهداف روشن،‌وظایف مشخص، سلسله مراتب دقیق سازمانی،‌قانونمداری و سایر اصول مدیریت اركان اصلی تفكرات این طبقه از نظریات را تشكیل می دهند. تیلور با تخصصی كردن كارها،‌جــدا نمـــودن برنامه ریزی از اجرا و استاندارد كردن فعالیتها به كمك روشهای مطالعه كار می كوشید تا كارایی را در سازمانها به حداكثر ممكن ارتقاء دهد و سایر پیشگامان مدیریت نیز همین هدف را با روشهایی مشابه دنبال می كردند. مونی و رایلی[9] با مطرح كردن اصل هماهنگی به عنوان اصلی اساسی در عملكرد متوازن و موزون سازمان و فایول با ارائه چهارده اصل مدیریت كوشیدند تا برای مدیریت موفق در سازمان ضوابط مطلقی را مطرح سازند كه ارتباط چندانی با محیط بیرونی سازمان نداشت و صرفاً در درون سازمان قابل تحقق بود..
در نظریات گونه دوم سازمان بصورت سیستمی بسته در نظر گرفته شده و رفتار انسان اجتماعی است. نظریاتی كه اصطلاحاً روابط انسانی نام گرفته اند در این طبقه قرار دارند. اگر در گونه قبل ارضای نیازهای مادی و جسمانی برای نیل به كارایی مورد تأكید بود در این گونه از نظریه ها ارضاء نیازهای اجتماعی و روانی، اساسی برای عملكرد بالای اعضای سازمان است. التون میو پایه گذار و چهره شاخص در این گونه نظریه هاست. او كه استرالیایی تبار بود در تجربیات خود دریافت كه انسانها همانند نیاز به غذا و هوا و محیط فیزیكی مناسب، نیاز به احساس شخصیت در محیط كار، روابط اجتماعی مطلوب و حرمت و صمیمت در سازمان دارند. در تحقیقات بعدی نیز كه میو به همراه روتلیسبرگر[10] انجام داد نظرات او تأیید شد و نظریات انسانگرایی در مدیریت پا به عرصه وجود گذاشت..
در نظریات نوع سوم سازمان بصورت سیستمی باز در نظر گرفته شده و رفتارها در سازمان منطقی فرض گردیده است. از آغاز دهه 1950 و تا اوایل دهه 1970 نسل جدیدی از تئوریها مطرح شدند كه تأكید و تمركز آنها بر منطقی بودن رفتارها در سازمان با توجه به محیط خارجی سازمان بود. در این تئوریها كوشش شده تا ساختار سازمانی با در نظر گرفتن نیازهای محیط شكل گیرد. وودوارد از زمره اندیشمندانی است كه نظریاتش در گونه دوم قرار می گیرد. وی آثار نظام های فنی بهره گیری شده در صنایع را بر ساختار سازمانی آنها مورد تحقیق قرار داد. وودوارد[11] سه نظام اصلی تولید واحدی، تولید انبوه و تولید فرایندی را در نظر گرفت و میان آنها و قاعده های گوناگون طراحی وابستگی های برجسته یافت. برای مثال مؤسسه های تولید انبوه براساس پژوهشهای وی دارای ساختاری دیوانسالارانه هستند در حالی كه مؤسسه های تولید فرایندی و واحدی، ساختاری زنده و انسانی دارند..
دو جنبش نگرش سیستم...

نگرش سیستمی با رشد وتوسعه دو جنبش جداگانه _كه تقریباً هدف واحدی را دنبال می كردند_ هویت مستقل پیدا كرد 1.نظری عمومی سیستمها 2. علم كنتنرل وارتباطات(سابیرنتیك).(رضائیان،1384،ص12).

تالكوت پارسونز با استفاده از مفاهیم سیستمی «نظریه عمومی سیستمی » رابیان می كند.(بهرنگی 1382،ص192

هدف نظریه ی عمومی سیستمها ،كشف قوانین ونظم ذاتی انواع پدیده هاست از این رو می توان آن را سیال ترین نظریه ی سیستمی به شمار آورد زیرا در چارچوب نظری آن هیچ نظریه ی قاطعی ارائه نشده است (رضائیان،1384،ص15

علم كنترل واتباطات در حیوان وماشین اندكی بیش از نظریه عمومی سیستمها مطرح شده است .این علم ماهیتی میان رشته ای دارد واز علوم مهندسی ،كامپیوتر،ریاضیات و... بهره وافر برده است تا اصول وقوانینی كلی رل تنظیم كند كه بتوان بر اساس آنها پدیده ی كنترل وارتباطات را خواه در موجودات زنده وخواه در سیستمهای بی جان بررسی ومطالعه كند.نوربرت وینراز پایه گذلران اصلی این علم آنرا علم كنترل وارتباطات در حیوان وماشین نامیده است(همان،صص17.18

ویژگی های منسوب به سیستمهای سایبرنتیك عبارتند از:پیچیدگی،پویایی،احتمال گرا بودن،وابسته به یكدیگر بودن وباز بودن(هیچینز ،1376،ص24

انواع نظریه سیستمی...

چالز وست چرچمن در بحث از نظریه ی سیستمی معتقد است كه فقط یك نظریه سیستمی وجود ندارد بلكه نظریه ها متعددند.4 نوع اندیشه ی مختلف را مطرح می كند كه در واقع مبانی سیستمی را ارائه می دهند..

الف:نظریه طرفداران كارایی: در بررسی سیستم.طرفداران این نظریه معتقدند بهترین طریقه بررسی سیستم سازمانی آن است كه ابتدا نقاط مسئله خیز آن را شناسایی كنیم وبعد از شناسایی قدم پیش گذاشته عوامل مسبب عدم كارایی را از میان برداریم..

ب.نظریه طرفداران كاربرد دانش: در بررسی سیستم ها. طرفداران این نوع نظریه ادعا دارند كه برای بررسسی وتوصیف كار یك روش علمی واصولی استفاده كرد و«مدل» ویژه ی آن سیستم را ارائه داد.دانشی كه در این راه به كار می گیرند گاهی ریاضیات ، زمانی اقتصاد وزمانی علم رفتار از قبیل روانشناسی وجامعه شناسی است. .

ج.نظریه نوع دوستان: (تنوجه به عواطف واحساسات انسانی).این دسته را عقیده بر این است كه سیستم ها همان انسان ها هستند واصولی ترین نظریه ی سیستمی ،آن نظریه ای است كه در وهله اول به ارزش های انسانی یعنی آزادی ،حرمت،شان ومقام انسان توجه بیشتری مبذول دارد.علاوه بر آن نظریه ی سیستمها باید از تحمیل هر نوع طرح وهر نوع مداخله خودداری كند..

د.نظریه مخالفین طرح :(ضد طرح ها).ارائه دهندگان این نظریه معتقدند تهیه هر نوع طرح شخصی یا به اصطلاح منطقی ،كاری بی معنا ،خطرناك ونادرست است.از نظر آنها نظریه ی صحیح سیستمها زندگی در آنها وعمل بر اساس تجربه ی شخصی است به شرط آنكه نخواهیم با طرح های ریاضی تغییری در آنها به وجود آوریم.مخالفان طرح را دسته های مختلفی تشكیل می دهند ولی اكثریت با كسانی است كه معتقد ند تنها نشان مدیریت واقعی در سازمان تجربه وزیركی مدیراست.(گلشنی فومنی،1382،ص116


سازمان ها به عنوان سیستم...

كلید درك سازمان به عنوان سیستمهای باز شناخت این موضوع است كه سازمانها با محیط خود در تعاملند موضوع متداولی كه در تئوری سازمان وجود داشته این است كه اكر سازمان خواهان بقا وافزایش اثر خود است باید خودرا با محیط تطبیق دهد.یكی از تعاریف عمومی محیط را به عنوان تركیبی از موسسات یا نیروهایی كه بر عملكرد سازمان تاثیر گذاشته وسازمان كنترلی كمی بر آنها دارد ویا اینكه اصلاً كنترلی بر آنها ندارد تعریف كرده اند.(رابینز،1376،ص178

اختصاصات سازمان اداری در تحلیل سیستمی به شرح زیر است.

. سازمان سیستمی است مركب از تعدادی زیر سیستمهای بهم وابسته مرتبط(.1

. سازمان یك سیستم باز وپویا است(.2

. سازمان در جهت تعادل راه می پوید(.3

. سازمان سیستمی است با هدفها،مقاد وكاركردهای متعدد كه بعضاً با هم در تعارضند.(بهرنگی،1382،ص172(.4

ویلفرد براون وانواع نظریه های سیستم سازمانی...

ویلفرد براون پژوهشگر علوم اجتماعی كه دارای تجربیات فراوان در سازمانهای صنعتی است معتقد است كه اصول تشكیلات اجتماعی یك سازمان حاصل تلفیق سه سیستم اجتماعی با یكدیگر است كه عبارتند از: سیستم اجرایی ،سیستم نمایندگی وسیستم قانونی..

سیستم اجرایی :نمایانگر تشككیلات سازمانی است با نمودار وچارت سازمانی ،سلسله مراتب ونقش ها ومقام های آن مشخص می گردد.نظریات شخصی دخالتی در سازمان ندارد.سیستم نمایندگی. وقتی سیستم اجرایی پیاده شد در بطن این سیستم ،سیستم نمایندگی به وجود می آید.سیستم نمایندگی انتقال انتقال دهنده ی نظریات اعضای سازمان به كادر رهبری است..

سیستم قانونی:در این سیستم از چهار گروه سازمانی تشكیل شده :سهامداران ،مدیران،مشتریان ونمایندگی كاركنان.براثر تركیبی از اقتدار واختیارات چهار گروه فوق شركت ،موسسه یا كارخانه ای به وجود می آید وشروع به كار می كند.تدوین مقررات وآئین نامه های سازمانی بستگی مستقیمی به نظرات چهارم گروه دارد. (گلشنی فومنی،1382،ص117

سازمان ها به مثابه سیستمهای حقوقی(منطقی)-rational. سازمان ازآن نوع مشاركت بین انسانها بوجود می آید كه هوشیارانه وبا قصدوهدفمند است(بارنارد).سازمان ها واحدهای اجتماعی(گروه های انسانی )هستندكه با قصد خاص بنا شده تا به هدفهای معینی نایل آیند(اتزیونی).( اسكات،1373،صص,47.48).سازمان ها جمع های هستند كه در جهت نیل به هدفهای نسبتاً مشخص ونشان دادن ساختارهای اجتماعی كه از میزان نسبتاًزیادی ازرسمی بودن برخوردارندهدایت میشوند(اسكات،1373،ص49)..سازمانها ابزاری هستندكه برای رسیدن به هدفهای خاص طراحی شده اند.( اسكات،1373،ص 59

واژه منطقی به معنای محدود منطقی بودن فنی وعملكردی به كار میرودوبه حد سازمان یابی یك سری عملیات به نحوی كه با حداكثر كارایی به هدفهای ازپیش تعیین شده هدایت شوند ا